العلامة المجلسي ( مترجم : موسى خسروى )
44
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر ع ) ( فارسي )
خداى را سپاس بر نعمت و آزمايشش و او را ستايش از ابتدا تا انتهاى روزگار به خدا سوگند اگر اعضايم قطع شود و چشمانم بر روى سينهام بيفتد هنوز سپاس يك دهم از يك نعمت از نعمتهاى بىشمارش را نكردهام ستايش تمام ستايشگران بپايه يك نعمت او نميرسد . به خدا سوگند از كوشش در شكرگزارى فرو گذار نخواهم بود تا او ببيند كه پيوسته در ستايش اويم در شب و روز آشكارا و پنهان اگر خانوادهام و مردم بر من حقوقى نداشتند كه بناچار بايد آن حقوق را مراعات نمود پيوسته چشم به آسمان ميدوختم و دل در گرو او مينهادم تا جان در بدن دارم در اين موقع اشگ از ديدگان فرو ريخت عبد الملك نيز گريه كرد . گفت چقدر فاصله است بين بندهاى كه جوياى آخرت باشد و در آن راه كوشش كند و بين كسى كه طالب دنيا است از هر راه كه شد ديگر نصيبى در آخرت ندارد و آنگاه از نيازهاى مولا سؤال كرد و علت آمدنش را پرسيد و وساطت او را در باره كسانى كه واسطه شده بود پذيرفت و مبلغ هنگفتى در اختيار ما گذاشت . مناقب ، مينويسد شيطان به صورت افعى كه داراى ده سر است با نيشهاى تيز درآمد چشمهاى قرمز سهمگين داشت از درون زمين محل مسجد زين العابدين درآمد و در محراب عبادتش پيچيد امام را هراسى در دل پيدا نشد و به او توجهى ننمود شروع كرد با نيشهاى خود سر انگشتان امام را گاز ميگرفت و نيش ميزد باز به او توجه نكرد و پايش را بر نميداشت هيچ شك و اشتباه در نماز و قرآنش پيش نيامد . در اين موقع از آسمان شهاب آتش زائى بر شيطان فرود آمد همين كه اين شهاب بديد فريادى زد و به صورت اولى خود كنار على بن الحسين ايستاد ، گفت يا على بن الحسين تو سرور عبادتكنندگانى چنانچه نام گرفتهاى من شيطانم به خدا قسم عبادت پيمبران از پدرت آدم تا زمان ترا ديدهام كسى را چون تو عابد نيافتهام شيطان رفت امام همانطور مشغول نماز خود بود و سخن شيطان